مقدمه:
صنعت رسانه باسرعت قابل توجهی در حال تغییر است. به طوری که این تغییرات
استراتژیست ها و مدیران اجرایی،محققان،طراحان و برگزارکنندگان دوره های آموزشی در
صنعت رسانه را با چالشی واقعی روبرو کرده است.
زمان
که ما رسانه را از ابتدای ظهور پیدایش اش تا عصر حاضر بررسی کنیم به این نکته
میرسیم که رسانه بسیار تاثیر ژرفا در تمام عرصه زندگی جوامع بشری داشته و دارند
حتی در حوزه اجتماعی اقتصادی و سیاسی و
حتا زاویه دید انسانهارا در حال رسانه ای کردند.
بی تردید رشد و گسترش رسانه ها در چند دهۀ اخیر
به لحاظ تعداد و تنوع،مسأله رقابت را برای سازمان های رسانه یی بیش از گذشته مطرح
ساخت. این سازمان ها در چنین شرایط پرفشار رقابتی نیازمند مدیران،سیاست گذاران و
اتراتژیست هایی بودند که با تدوین و اجرای راهبردهای رقابتی پیشتاز عرصۀ رقابت
باشند. تحت چنین شرایطی توجه به بعد مدیریتی سازمان های ارتباط جمعی در کانون توجه
صاحب نظران قرار گرفت و بدین ترتیب رشته ای اکادمیک با عنوان مدیریت رسانه ابتدا
در ایالات متحده آمریکا و سپس به تدریج در بسیاری از کشورهای دیگردنیا، تولد یافت.
اما چرا بسیاری از رسانه ها کم و اندک که مورد
توجه مردم قرا رگرفته رشد کردند؟ اما
رسانه های زیادی اند که مصارف کارمندانش را نمیتواند به شکل درست درآورد. مسئله
چیست؟ مشکل در سیستم مدیریتی اداره یک
رسانه است که توان سازماندهی رسانه ای را ندارد؟
چیستی مدیریت
از دیدگاه جامعه
شناسی،جامعه انسانی جمع پریشانی از افراد نیست،بلکه واحدی کم وبیش متجانس و زاده
روابطی استوار است.
گسترش و تکامل گونه های و شیوه های مختلف زندگی اجتماعی انسان ها و تدابیری
که برای اداره امور و گردش کارها و استقرار نظام روابط در زندگی انسان ها اتخاذ
گردیده موجب پیدایش سازمان های مختلف گردیده است. در این رابطه،رشد و توسعه مرزهای
دانش، فن و پیشرفت روزافزون شیوه های تولید کالا و خدمات براهمیت سازمان افزوده
است.
بدیهی است که هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی گردیده و با
توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است.
معنی لغوی مدیریت عبارت از:طرق تربیه اسپ،دسته بندی،اداره،آسان
ساختن،موفقیت،درقید پلان آوردن میباشد.
مدیریت عبارت از استفاده بهتر از مواد و
منابع انسانی جهت انجام و ظایف مشخص و معیین اداره که دارای تشکیل،رهبری،همگانی و
ارزیابی اشخاص برای مقاصد معیین می باشد.
بارعایت
معیارهای عینی دراین تعریف میتوان دید، مدیریت فرایندی به کارگیری
موثروکارآمدمنابع مادی وانسانی دربرنامه ریزی، سازماندهی ،بسیج منابع وامکانات ،
هدایت وکنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی وبراساس نظام ارزشی مورد قبول
صورت میگیرد.
تعریف مذکورپنج قضیه اساسی ومعیارهای عینی ذیل
راکه زیربنای مفاهیم کلی نظری عملی (فنی ) مدیریت است دربردارد:
1-
مدیریت یک فرایند( تغییربه سوی هدف ) است .
2-
مفهوم نهفته مدیریت،هدایت تشکیلات انسانی است.
3-
مدیریت موثر،تصمیم های مناسبی میگرد وبه نتایج مطلوبی دست می یابد.
4- مدیریت کارآ،به تخصص ومصرف مدبرانه منابع
میگویند.
5- مدیریت برفعالیت های هدفدارتمرکزدارد.
معنای سازمان عبارت است از:بنیاد ،
تشکیلات، تشکیلاتی بادستگاه های اداری گوناگون ویا موضوعیت یگانه برای هماهنگ
ساختن وپیشبرد اموربرنامه های معین درجهت هدف های معین وبه انجام رسانیدن کارنها دسیاسی
،اجتماعی برای رسیدن هدف های معین + واحدهای ادری.
سازمان عبارت از فرایند نظام یافته از روابط
متقابل افراد جهت دستیابی به هدف های معیین و مشخص است.
این
تعریف از پنج عنصر تشکیل شده است:
Ø سازمان همیشه از
افراد تشکیل می شود.
Ø این افراد به طریقی
با یکدیگر ارتباط دارند.
Ø این روابط متقابل را
می توان نظام بخشید.
Ø افراد در سازمان
دارای هدف های مشخص می باشند.
Ø روابط متقابل بین
افراد،نیل به هدف های مشترک سازمانی را که ممکن است با هدف های شخصی کارکنان متفاوت باشد میسر می سازد.
رسانه در لغت به معنی وسیله یی که بواسط آن پیام انتقال کند؛یا آلۀ
حامیل پیام باشد. دهخدا در واژه نامه خود رسانه را هم به وسیله رساندن پیام
آوردن؛عمید در فرهنگ خود چنین معنی میکند:رسانه، هر وسیله که مطلب یا خبری را به
اطلاع مردم برساند، مانند رادیو،تلویزیون و روزنامه.
رسانه
وسيله انتقال پيام، معلومات و اطلاعات با استفاده از وسايل آتی می باشد:
رسانه برقی: راديو، تلويزيون،
شبکه کيبلی و اينترنت
رسانه چاپی: روزنامه، جريده
(هفته نامه،نشريه پانزده روزه، ماهنامه، گاهنامه، فصلنامه ،سالنامه، پوستر و
مجموعه خبری).
مدیریت
رسانه عبارت از ایجاد پلی بین رشته های نظری عمومی مدیریت و گرایش های خاص صنعت
رسانه است.
کسب، تولید و توزیع اطلاعات در شكلهاي
گوناگون و با اهداف متفاوت همواره به عنوان یکی از مهمترین نیازهایی حیاتی قلمداد می شود که
انسان را به تلاش و کوشش واداشته است. شکل گیری ارتباطات و مناسبات از آغاز تاکنون
یکی از اقدامات اصلی برای برآورده ساختن این نیازها بوده است.
این روند با اختراع چاپ و شکلگیری گسترده
وسایل ارتباط جمعی ، ابعاد جدیدی یافت و با حضور رسانه های دیداری - شنیداری و
مولتی مدیا توسعه یافت، تا جايی که امروزه
رسانهها به عنوان بازیگران اصلی در زندگی اجتماعی نقش ایفا میکند وبا توسعه
فناوريهاي ارتباطی گستردهتر هم میشوند.
رسانه به
عنوان مسیری برای ایجاد ارتباط، میتواند علاوه بر تأمین نیاز روحی انسان، يك
بنگاه اقتصادي تلقی شود و به توليد محصولات اقدام كند. محصولاتی که بخشي از آن در
عرضه مستقيم به افکار عمومی نمایان می شود و بخشي ديگر در تعاملات و روابط قدرت در
جامعه به عنوان "دارايي درگردش"
عرضه می گردد.
رسانه به عنوان پول ارتباطی بین داشته هایی
فرهنگ های انسانی وهنجارها وناهنجاردر جامعه بشری باسه کارکرد مهم رو برو
است.یک:اطلاع رسانی، دو:سرگرمی، سه:ترویجی است.این نقش بارزی رسانه است که جهان
پهناور را در دهکده جهانی تبدل کرده.
عمر بسيار اندک از اين رشته علمي و
عدم توافقي که در ميان محققان درباره تعريف اين رشته وجود دارد موجب آن شده که آنها
هريک از زاويهاي اين موضوع را مورد توجه قرار داده و درباره آن به بحث بپردازند.
گاهي موضوع مديريت اصالت داشته لذا مديريت رسانه مفهومي کاملاً متکي بر اصول
مديريت بدست آورده و زماني محققي که برايش اصالت در رسانه بوده در اين صورت مديريت
رسانه مفهومي ديگر پيدا کرده است. به هر صورت رويکردهايي که در تبيين و تعريف
مديريت رسانه وجود دارد را ميتوان در چند نوع نشان داد. در نوع اول مفهوم مديريت
رسانه مشتمل بر:
الف: تفسیر دوگانه از مدیریت رسانه:
1- مديريت بر رسانهها: در هر کشور مديريت های بر اساس مسئوليت برنامهريزي و اجراي نظام
رسانهاي را به عهده دارند. آنها به طرق گوناگون با نظارت در قالب مجرایی قوانين
و مقررات از حريم قانون اساسي و ديگر قوانين موضوعه پاسداري و دفاع ميکنند.
حوزه مديريت بر رسانه
عبارت است از:
1- تدوين و تنظيم يا
اصلاح نظام حقوقي رسانهها
2- حدود فعاليت هر رسانه را معلوم ميسازد.
3- روابط بين رسانهها را تعريف ميکند.
4- روابط بين رسانهها و مخاطبان را معلوم مينمايد.
5- به ترويج نظام حرفهاي اخلاق رسانهاي
ميپردازد.
اين يک نوع مديريت عالي بر رسانهها است که
همه رسانهها را از آغاز فعاليت و چگونگي شروع آن در کنترل دارد و در طول عمر هر
رسانه بر رفتار آن نظارت مي کند.
مديريت بر رسانه اغلب در دو نوع دولتي و
صنفي وجود دارد، مانند F.C.C(کميسيون فدرال ارتباطات)
ايالات متحده در آمريکا که سازمان تنظيم کننده مقررات و قوانين ارتباطي و صادر
کننده جواز پخش و انتشار است يا M.O (سازمان رسانهها) که به
وسيله کمک مالي سازمانهاي پر قدرت تجاري در سال 1972 تأسيس شد. مضمون اصلي فعاليتهاي
اين سازمان دفاع از منافع شرکتهاي رسانهاي است. اين سازمان
از طريق نفوذ در مراکز تصميمگيري و قانونگزاري سعي ميکند از تصويب يا اجراي
قوانيني که به ضرر اين شرکتها است جلوگيري نمايد.
2- مديريت در رسانه: در اين نوع مديريت
فرد يا افرادي در جايگاه مدير در يک رسانه وظايف اصلي يک مدير را در رسانه انجام
ميدهد و با برنامهريزي، سازماندهي، اجرا و کنترل و نظارت هدفهاي سازمان رسانهاي
را تعقيب مينمايد.
هر مدير رسانه براي دستيابي و کاميابي به
اهداف سازماني ناچار است هم دانش مديريت را بداند، هم ارتباطات و دانش پيراموني آن
را فرابگيرد و هم تفاوتهاي ذاتي رسانهها را بداند. يعني به نوعي از فلسفه رسانهها
آگاه باشد. در اين صورت ميتواند در محيط متلاطم و بسيار متغير و متحول سپهر رسانهاي؛
هدفهاي سازماني را تأمين نمايد. در غير اين صورت هدفها دو از دسترس و يا به سختي
به ثمر خواهد رسيد.
در اين نوع، مفهوم مديريت رسانه در شکل بسيار وسيعي با رويکردهاي متنوعي ۱تبيين شده است. اين رويکردها در هشت شکل متجلي شده است که عبارتند از:
1- مديريت رسانه به عنوان مديريت عمومي
سازمانهاي رسانهاي
2- مديريت رسانه در معناي مديريت بر رسانه
خود را نشان ميدهد. در اين رويکرد به مالکيت و آثار آن بر رسانه توجه ميشود.
3- مديريت ارتباط با رسانهها: اين رويکرد
در پي حداکثر بهرهبرداري از قدرت رسانه در جهت اهداف و مقاصد سازماني ميباشد.
4- مديريت ماتريسي رسانه، که در اين رويکرد
کارکردهاي اصلي و چهارگانه مديريت: برنامهريزي، سازماندهي، اجرا و کنترل با
کارکردهاي اصلي رسانه: اطلاع رساني، آموزشي و سرگرمي و تفريح تشکيل يک ماتريس را
ميدهند ( البته ميتوان کارکردها را بسط داد).
5- مديريت رسانههاي خرد که شامل دنياي وب
ميشود و نه رسانههاي جمعي.
6- مديريت فرايندي رسانه، اين گروه اعتقاد
به فرايند هفت مرحلهاي مديريت در رسانه دارند که عبارت است از: سياستگزاري،
برنامهريزي، توليد و تأمين، نظارت و کنترل، پخش، نظرسنجي و اثرسنجي.
7- مديريت پيام، اين رويکرد بر محتواي
رسانه و کيفيت آن به منظور اثربخشي بر مخاطبان تأکيد دارد.
8- مديريت فرايندي سه مرحلهاي پيام، که
شامل سه مرحله تعيين پيام، توليد پيام و توزيع پيام است.
ج:دسته بندی مدیریت رسانه مبتنی بر تفسیر
آرای جان کین:
در يک تقسيمبندي ديگر از مديريت رسانه سه رويکرد برخاسته از چارچوب
پيشنهادي جان کين درباره انواع رسانهها را ميتوان يافت.
1- مديريت رسانهاي قدرت محور؛ تنها به
دنبال تمرکز رسانهها در خدمت قدرت حاکم و استفاده ابزاري از رسانه براي ايجاد
مشروعيت است. در اين ديدگاه مديريت رسانه بطور کامل تابع سياستهاي دولت است و در
مسير خواستههاي آن حرکت ميکند.
2- مديريت رسانهاي بازار محور؛ بخش خصوصي
و به يک سخن صاحبان سرمايه عنان کنترل رسانه را در اختيار دارند و کسب سود و منفعت
از اهداف اصلي اين گونه مديريتهاي رسانهاي ميشود. در اين رويکرد؛ رسانهها براي
تبليغات بايد مخاطب جمع کنند تا شرکتهاي تبليغاتي بتوانند به حيات خود ادامه دهند
و کالاهاي توليد شده را با تبليغ به فروش برسانند.
3-مديريت رسانهاي خدمت محور؛ در اين
رويکرد رسانه مسئوليتي بزرگ در قبال آحاد جامعه خصوصاً مخاطبان خود دارد. رسانه
بايد در صدد توانمندسازي مخاطبان از طريق تقويت ارزشهاي جامعه و هنجارهاي آن
باشد. خانواده، دين و جامعه نقشهاي کليدي در اين رويکرد دارند. در اين الگو
غالباً دولتها مالکيت رسانه را به عهده دارند و يا تحت نظر آن اداره ميشود. در
اين مدل نظارت عمومي به جاي سلطه حاکمان يا قدرتهاي تجاري و اقتصادي افزايش مييابد
و ارزشهاي عمومي جامعه به جاي ارزشهاي بازار معيارهاي اصلي توليد پيامهاي رسانهاي
ميشود.
د:دسته بندی مدیریت رسانه
مبتنی بر تفسیر رابط رسانه و پیامگیر:
دريک تقسيمبندي ديگر رويکرد مديريتي رسانه تحت تأثير نوع رابطه رسانه با
پيامگير قرار دارد. طبق اين مدل سه رويکرد عمده و اصلي در نوع رابطه رسانه که
توليد کننده و فرستنده پيام است با پيامگيران وجود دارد. اين سه عبارتند از:
1- رويکرد
تجویزي، اين رويکرد در پي تبيين رابطهاي است که رسانه با
پيامگيرانش برقرار ميکند.
رابطه از نوع يک سويه و عمودي و از بالا به
پايين است. شايد در اين تعريف بهتر است از واژه انگليسي Audience
به جاي ترجمه فارسي آن يعني مخاطب استفاده شود تا بتوان به روشني درک اين رويکرد
از پيامگيران را نشان داد. در اين رويکرد پيامگير يک مخاطب است و نه چيزي ديگر که
معادل واژه انگليسي addressee قرار ميگيرد. همانطور
که از اين مفهوم روشن است مخاطب به فرد يا افرادي اطلاق ميشود که طرف خطاب هستند.
اين رويکرد اساساً مخاطب را منفعل ميداند که بوسيله رسانه ميتوان او را تحت
تأثير کامل قرار داد.
2- رويکرد
نياز محور، اين رويکرد به رابطه دوسويه ميان خود و Audience
باور دارد. براي اين ارتباط از نيازهاي مخاطبانش استفاده ميکند. ادبيات ارتباطات
مشحون از مباحث حول اين گروه است. رقابت، بازاريابي، مشتري و کلماتي نظير آنها را
ميتوان به وفور يافت. اين رويکرد مديريتي براي تفوق در رقابت بازار و توليد
کالاهاي رسانهاي ناچار است که به سمت اميال و خواسته مخاطبانش پيش برود. آنها
نميتوانند هيچ تفاوت ميان هوسها و نيازهاي مخاطبانشان ايجاد کنند. آنها به Audienceبه مثابه مشتري نگاه
ميکنند که سود و زيان بنگاه به آنها وابسته است. اين نوع رسانه اگر در
شروع به نيازهاي مخاطبان در يک چارجوب اخلاقي توجه دارند بعد از مدتي فشار فزاينده
بازار تجاري آنها را تبديل به رسانههاي زرد خواهد کرد.
3-رويکرد
نياز- مصلحت، اين رويکرد پيامگير را دوست خود ميداند از اين جهت وظيفه و
مسئوليتي ديگر براي خود قائل و لزوماً بدان پايبند است.
اين رويکرد رابطه دوسويه با پيامگيران برقرار ميکند
و ضمن توجه به نيازهاي مخاطبان مصالح آنها را نيز در نظر دارد يا تلاش ميکند در
نظر داشته باشد.
مديريت
شبکههایی رسانه یی داراي چهار وظيفه اصلي هستند:
1-تدوین طرح های کلی راهیبردی:، يا تعيين
اهداف شبکه و ايستگاه و ارائه برنامه يا استراتژي براي دستيابي به آن. در فرايند
برنامهريزي اکثر اهداف در چند مقوله ميتواند بيان شود: خدمات رسانهاي، امور
پرسنلي و امور مالي و اقتصادي.يک منظور اصلي از تعيين اهداف تثبيت هماهنگي ميان
فعّاليتهاي فردي و سازماني با اهداف ايستگاه است. هنگامي که اهداف ايستگاه بطور
واضح تعيين شود، اهداف بخشهاي متفاوت و کارکنان در درون آن ميتواند بسط و گسترش
يابد. اهداف فردي بايد معين و در جهت کمک به دستيابي هر چه سريعتر به اهداف
ايستگاه يا سازمان باشد. لذا تضاد بين اهداف بخشهاي مختلف حاکي از ضعف برنامهريزي
است. بعلاوه، همه اهداف بايد قابل دسترس بوده و ضمن قابليت اندازهگيري و کنترل،
داراي زمان مشخّص باشند.
برنامهريزي
مسير آينده را روشن ميکند و بايد رسانه را در دستيابي به اهداف کوتاه مدّت وبلند
مدّتش کمک کند.
در
برنامهريزي براي هر ايستگاه يا هر نوع رسانهاي توجّه به موارد زير ضروري است.
* مأموريت:
نقش و مأموريت ايستگاه در منطقهاي که پخش ميشود، نوع مسئوليت در برابر مردم،
تأمين کنندگان و کارکنان ايستگاه لازم است به خوبي روشن باشد.
* دستورات
اجرايي: توضيح هر موقعيت و چگونگي ارتباط آن با ديگر وضعيتها و موقعيتها و
تبيين زنجيره و سلسله امور و دستورات سازماني.
* فعّاليت
شبکه يا ايستگاه: چگونگي فعّاليت، وظيفه هر بخش و نحوه رابطه و نوع مسئوليت آنها
معلوم شود.
* قوانين
و مقرّرات: شامل قوانين عام مربوط به زمان کار، ميزان موظّفي، مزاياي فعّاليتهاي
اضافي و...
تذکّـــــــــــــــر: در يک محيط رقابتي برنامهريزي براي رسيدن به اهداف
استراتژيک است.
2-سازماندهی سیستماتیک:- عبارت از فرايندي
است که منابع انساني و فيزيکي، در يک ساختار رسمي، سازمان مييابند. و مسئوليتهاي
واحدها، افراد و شرايط تعيين ميشود. اين امر به تمرکز و ايجاد همکاري مؤثّر در
فعّاليتها منجر شده و به مديريت در کنترل اثربخش براي دستيابي به اهداف شبکه يا
ايستگاه کمک ميکند.
غالباً ساختارهاي شبکهها مبتني بر تقسيم
وظايف در بخشهاي تخصّصي است. مانند انواع گروههاي توليدي، امور پخش، نظارت و
کنترل و...
در شبکههاي راديو و تلويزيوني داخلي،
ساختار عمومي مشابهي وجود دارد. تفاوتها در درجه اهمّيت هر بخش در مقابل ديگر بخشها
است. آنچه در اين شبکهها مهّم است، نوع رابطه آنها با بخشهاي ستادي مستقر در
حوزه معاونت يا در سطح سازمان رسانه یی ميباشد.
3- اجراء سیاست ها و هدایت:ايجاد انگيزه در کارکنان براي اجراي وظايف و مسئوليتها بطور خستگيناپذير
و مؤثّر. اين امر بطور کلّي در بر گيرنده چهار نوع فعّاليت ميشود.
الف- ايجاد
انگيزه: در يک مديريت، ايجاد انگيزه يا وجود انگيزه کافي در کارکنان مسئله
مهمّي است، زيرا موفّقيت سازمان منوط به آن است که کارکنان چه ميزان ميتوانند
نيازهايشان را تأمين نمايند. ارضاي بيشتر آنها به معني دستيابي بهتر سازمان به
اهدافش است.
ب- ارتباطات:
يک امر حياتي براي موفّقيت يک مدير است. از اين طريق کارکنان با اهداف و
برنامههاي شبکه يا ايستگاه آشنا شده و سعي ميکنند نقش خوبي در کاميابي سازماني
ايفا کنند.
کارکنان نيازمند آن هستند که از انتظارات
شبکه و ايستگاه از آنها مطّلع شوند. لذا بايد وظيفه آنها روشن و معلوم باشد. اگر
کارکنان مسئوليت خود را با علاقه بپذيرند، به خوبي ميتوانند عواملي را که بر
شرايط اقتصادي و قدرت آنها در اجراي وظيفه تأثير ميگذارد درک کنند.
يکي از مشکلاتي که در شبکههاي راديويي
وجود دارد، بلاتکليفي برخي مشاغل و حدود و ثغور وظيفه آنها، نظير نقش تهيه کنندگان، صدابرداران و سردبيران
است. اين امر گاهي موجب نوعي بلاتکليفي براي آنها ميشود. يا حد و مرز انواع
موسيقي و کاربري آنها چندان روشن نيست. البتّه ادغام سردبيري و تهيه کنندگي در
برخي شبکهها و تشکيل کميتههاي موسيقي براي رفع اين نقص است، امّا وجود موانع
گوناگون مانع از موفقيت کامل آنها شده است.
ج-آموزش:
همه کارکنان به دانش و مهارتهايي براي انجام وظيفه شان نيازمند هستند. اين نياز
ممکن است کار با دستگاههاي جديد باشد يا اطّلاعات تازه دربارهی تکنيکهاي توليد
يک برنامه و کاربريهاي تازه از عناصر ساخت يک برنامه باشد، يا تبيين و تفسير يک
مسئله جديد اجتماعي، سياسي و... باشد.
د-نفوذ
فردي: اين امر شامل همه انواع رفتارها و نگرشها و طرز تلقّيهاي کارکنان است که به
آنها در اجراي هر چه بهتر وظايف کمک ميکند.
4-کنترول و نظارت:در خلال برنامه
ريزي، هر شبکه يا ايستگاه اهداف خود را معلوم ميکند و نحوه اجرا براي رسيدن به آن
را تعيين مي نمايد. کنترل و نظارت يا ارزيابي و ارزشيابي فرايندي است که در آن
مشخّص ميشود، شبکه در چه درجه از دستيابي به اهداف قرار دارد، و وضعيت هر بخش در
آن چگونه است. در اين صورت مديريت ميتواند نوع يا مسير فعّاليتها را اصلاح يا
تأييد نمايد.
یک
نتیجه اساسی از نوشتار میتوان گرفت و آن که (مدیریت در تمام عرصه های زندگی تاثیر
گذار و مهم است که باید فنون مدیریت را یاد گرفت و آن را برای رشد و نمو جنبه های
انسانی زندگی بکار گرفت) و نتیجه کلان دیگر از صنعت رسانه های میگریرم که (رسانه
یک افزار برای بدست آوردن اهداف گوناگون میتوانیم از آن استفاده کنیم و بخصوص دانش
مدرن ژورنالیزم که ترکیب است از فنون تکنالوژی که میتوان تعبیر کرد به انقلاب
وسایل ارتباطی و دیگرش که کثرت انتقال پیام در وقت کم است میتوانیم به انقلاب
اطلاعات تعبیر کنیم که در زمان بسیار کم زندگی بشر را به تحول عظیم رساند مدیر
رسانه ای باید دارای این دانش نوین ژورنالیزم باشد که تایی بهتر و خوبتر در حوزه
کار خودش موفق باشد.
1.
مشبکی،اصغر،روحانی،محمدحسین(1388).مبانی
سازمان و مدیریت،انتشارات اقبال،تهران،چاپ دوم
2.
کونگ،لوسی(1393).مدیریت
استراتژیک رسانه، ترجمه،اعرابی،سیدمحمد،و دیگران ،انتشارات،دفتر مطالعات و برنامه
ریزی رسانه ها، تهران،چاپ اول
3.
ویکس،ژان
لوبلان ودیگران(1388)مدیریت رسانه، ترجمه، روشندل، طاهر، انتشارات، دفتر
مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها،چاپ دوم
4.
ستانکزی،محمدناصر(1387).اداره
و مدیریت،انتشارات سعید،چاپ چهارم
5.
باقرزاده،حسن
خجسته(1393)مدیریت رسانه، انتشارات تیسا،تهران